چرا مدیران، هزینه استقرار سیستم بهای تمامشده را بالا میدانند؟
استقرار سیستم بهای تمامشده یکی از مهمترین پروژههایی است که هر سازمان تولیدی یا خدماتی ممکن است تجربه کند. با اینکه نتایج نهایی این سیستم از افزایش شفافیت مالی تا تصمیمسازی دقیقتر برای مدیران ارزشمند است، اما بسیاری از آنها در شروع کار، این استقرار را «هزینهبر» و حتی «ریسکی» تلقی میکنند.
ریشه این نگرانیها کاملاً قابل فهم است و معمولاً به شش عامل اصلی برمیگردد.
١. پیچیدگی ذاتی استقرار
پیادهسازی سیستم بهای تمامشده فقط جایگزین کردن چند فرم و گزارش نیست.
این کار شامل:
- بازطراحی گردش اطلاعات بین واحدهای تولید، انبار، برنامهریزی، مالی و فروش
- تعریف مراکز هزینه، فعالیتها و محرکها
- استانداردسازی روشهای اندازهگیری مواد، دستمزد و سربار
میشود.
این تغییرات معمولاً با مقاومت کارکنان، نیاز به اصلاح فرآیندها و صرف زمان زیاد همراه است. برای همین «تصویر اولیه مدیر» از پروژه، پیچیده و سنگین به نظر میرسد و هزینه بالایی را متحمل مو شود.
٢. هزینه خرید یا ارتقای نرمافزار
یک سیستم بهای تمامشده دقیق، معمولاً روی شانههای یک نرمافزار مناسب قرار میگیرد.
چالشها:
- خرید نرمافزار اختصاصی یا ماژولهای پیشرفته ERP
- هزینه پیادهسازی، پشتیبانی و سفارشیسازی
- ١ نیاز به ارتقای زیرساختها (سرور، شبکه، پایگاه داده)
همین موارد باعث میشود مدیران، این بخش را یک سرمایهگذاری سنگین تلقی کنند.
در حالی که در بسیاری از سازمانها مشکل «هزینه بالا» نیست، بلکه «ناآگاهی از انتخاب نرمافزار مناسب با کسبوکار» است.
٣. هزینه و زمان آموزش نیروی انسانی
سیستم بهای تمامشده زمانی ارزش ایجاد میکند که کاربران سازمان توانایی استفاده از آن را داشته باشند.
آموزش هم شامل سه دسته است:
- آموزش حسابداران و کارشناسان مالی
- آموزش واحدهای عملیاتی (تولید، انبار، برنامهریزی)
- آموزش مدیران برای تحلیل گزارشها
آموزشهای متعدد + زمان کارکنان = هزینه فرصت بالا
این بخش معمولاً در نگاه اول “هزینه اضافی” تصور میشود، اما در واقع پایهایترین سرمایهگذاری برای کاهش خطاهای آینده است.
٤. هزینه مشاور و تیم اجرایی
سازمانها معمولاً برای پیادهسازی حرفهای، به مشاوران یا متخصصان باتجربه نیاز دارند.
مدیران این موارد را هزینهبر میدانند چون:
- نرخ خدمات مشاوره تخصصی بالاست
- پروژههای بهایابی زمانبرند
- برخی تجربههای بد از پروژههای شکستخورده قبلی دارند
اما تجربه جهانی نشان داده منابع: IFAC، CIMA، نمونهکاوی شرکتهای تولیدی شرق آسیاکه کیفیت مشاور مستقیماً با موفقیت پروژه مرتبط است.
٥. نگهداری، اصلاحات و بهروزرسانی مستمر
خیلی از مدیران فکر میکنند که سیستم بهای تمامشده یکبار استقرار میشود و تمام.
در حالیکه سیستم:
- با تغییر خطوط تولید باید اصلاح شود
- با تغییر قیمتها باید بهروزرسانی شود
- نیازمند پایش مداوم فعالیتها و BOM و نرخهاست
این نیاز به نگهداری باعث میشود مدیران تصور کنند وارد یک “چرخه هزینه دائمی” میشوند.
٦. دغدغه بازگشت سرمایه
نگرانی اصلی مدیران این است که:
- هزینهها فوری پرداخت میشود
- اما نتایج مالی، معمولاً میانمدت یا بلندمدت ظاهر میشود
بهویژه در شرکتهایی که ساختار داده ضعیف دارند، مدیران نگران این هستند که “با این همه هزینه، خروجی ملموسی نگیرند.” این ترس ذهنی کاملاً طبیعی است.
جمعبندی
هزینه استقرار سیستم بهای تمامشده بالا به نظر میرسد، نه بهخاطر ذات سیستم، بلکه بهخاطر تصور مدیران از پیچیدگی، هزینههای اولیه و تجربههای ناموفق دیگران.
اما واقعیت این است که مزایای آن شفافیت، کنترل هزینهها، سودآوری بهتر، تصمیمسازی دقیق در بلندمدت چندین برابر هزینه اولیه بازگشت دارد.
| عامل | توضیح |
| پیچیدگی ذاتی | نیاز به بازطراحی فرآیندها، تعریف مراکز هزینه، استانداردسازی دادهها |
| نرمافزار | خرید یا ارتقای ERP، زیرساختهای IT، سفارشیسازی |
| آموزش | آموزش کارکنان مالی، عملیاتی و مدیران؛ هزینه فرصت بالا |
| مشاور و تیم اجرایی | نرخ خدمات بالا، زمانبر بودن پروژه، تجربههای شکست قبلی |
| نگهداری و بهروزرسانی | نیاز به اصلاحات مداوم با تغییرات تولید و قیمتها |
| بازگشت سرمایه | پرداخت فوری هزینهها، اما نتایج میانمدت یا بلندمدت |

دیدگاهتان را بنویسید